دلنوشته ای برای مادرم
مادر، دوست دارم چون کبوتری بر پنجره قلبت بنشینم و بال فروتنی بر زمین بیفکنم. دوست دارم که زلال کلامم را از مروارید ادب و مهر پر سازم و بر دل خسته ات ببارم. دوست دارم که دست به دعا بردارم و خدا را به آیات خودش بخوانم که «پروردگار من، پدر و مادرم را مورد لطف خود قرار ده، چنان که آنان در کودکی مرا پروراندند.»

مامان مهشید عزیزم حالا که خودم بچه دار شدم می فهمم چقدر برام زحمت کشیدی چقدر بخاطرم استرس داشتی چقدر چقدر...
عزیزم مادر مهربانم زبانم قاصر است از گفتن خوبی های تو از تشکر کردن از تو تنها قطره ای اشک می توانم در مقابل این همه محبت بریزم ممنونم بخاطر همه چیز، مادر مهربونم حلالم کن
زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن پای مادر باشد.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دلنوشته ای برای مادرم 

